بشنو از من چون حكايت مي كنم/از جدايي ها شكايت مي كنم
كز تجرد تا مرا ببريده اند / از شعورم بارها پرسيده اند
چند سال پيش استادان فن /در خلال گفتگوهايي به من
منعكس كردند اين اخبار را / اين خبرهاي مسرت بار را
ازدواج از روزگاران الست/از فنون انتحاري بود و هست
جمعي از نام آوران عهد دور/كاين زمان هستند از اهل قبور
دل به كار ازدواج انداختند/پرچم اين كار را افراختند
ازدواج از اول اينجوري نبود/زن دليلي نيز مجبوري نبود
ازدواج اين قدرها مشكل نبود/در جوانان انقدر دل دل نبود
بله هاي دختران هنگام عقد/مرتبط با خط ايرانسل نبود
مهريه اينقدرها سنگين نبود /چهره دامادها غمگين نبود
قيمت كل جهاز دختران /بود تنها در حدود صد قران
بين زن يا مرد سالاري نبود/از كتك كاري نه!آثاري نبود
هيچ كس پاپيش چنين لنگان نبود/زير چشمش جاي بادمجان نبود
مرد بودن هيچ رسوايي نداشت /كله ها ربطي به دمپايي نداشت
گفته اند اين حرف ها را ديگران / درخصوص ويژگي هاي زنان
اين كه پر مهرند در كل فصول /سخت بيزارند از ماشين و پول
سخت محتاطند در رانندگي/عينهو ابرند در بارندگي
مرتبط هستند با كفش و لباس/دوست مي دارن مرد باكلاس
مدتي در پخت و پز نام آورند/بعدها در كنگ فو جام آورند
مدتي شمشير باز ماهرند/چند وقت بعد آرايشگرند
گرچه بيزارند از مرد ببو/سخت مي ترسند از اسم هوو
اغلب آنان رفيق همسرند/عاشق چشمان مادر شوهرند
صد هزار هنر مي بارد از انگشت شان/جان مردان هست اندر مشت شان
كار نيكو كردن از پر كردن است/كار زن ها خوب غر غر كردن است
وقتي از بي پولي ات غر مي زنند /گوييا بر فرقت آجر مي زنند
زن بلا باشد به هر كاشانه اي/بي بلا هرگز نگردد خانه اي
آن چه شيران را كند رو به مزاج/ازدواج است،ازدواج است،ازدواج
طبل ما را زد چنين دستان زن/گر تو بهتر مي زني بستان بزن
نظرات شما عزیزان:
.gif)